تبليغاتX
آزادي را فرياد كن...انسانيت را آواز - هیچ کس...

هیچ کس در دل تاریکی شب / با چراغی به سراغم نرسید

هیچ کس موقع پژمردن فصل / با گلی تازه به باغم نرسید

هیچ کس هیچ کس...

هیچ کس بازو به بازویم نداد ای روزگار / گل پریشان شد زمستان شد بهار

از جوانی نیز چیزی یادگار 

هیچ کس این روزها هم درد و هم رازم نشد/ آگه از درد منو دلگرمی سازم نشد

باد زیر بال پروازم نشد

هیچ کس

نمی تونم...نه نمی تونم حرفهامو به هیچ کس نمی تونم بگم...نه نمی تونم به هیچ کس...نه من می تونم بگم و نه حتا کسی از من می پرسه...همیشه فکر می کردم عشق نزدیکترین و قطعی ترین واقعیت موجود در زندگیمه...ولی حتا با عشق هم نمی تونم حرفهامو بگم...حتا با عشق...و دوست و دوست و دوست که چقدر من دوست دارم و ندارم...چقدر آدم نزدیک من هست و نیست...چقدر من دوست هستم و چقدر کسی برایم دوست نیست..نه نا امید نیستم...اتفاقا خیلی هم امیدوارم ولی واقعیت همینه...هیچ کس نیست...هیچ کس...هیچ کس !

کاش نمی تونستم اینقدر برای همه شاد باشم...کاش روزی یک نفر برای من شاد می بود و مرا به وجد می آورد...خدا چقدر تنهایی سخته...من تنهام...حتما هرکی وبلاگ منو تا امروز می خونده می گه چرا یه دفعه از سیاست رسید به خودش...من من من...چقدر نیاز دارم حرف بزنم...خسته شدم از بس از زبان مردم خواستم حرف بزنم...خسته شدم از بس غم همه رو خوردم...به من چه...سیاست به من چه؟! مردم به من چه؟! زندگی دیگران به من چه؟! مگه کسی به فکر من هست؟! مگه کسی سراغ منو هیچ وقت می گیره؟! من نمی خوام...دیگه خستم...از زندگی از عشق از دوست از خودم بیش از همه...از همه بیش از همه دنیا از خودم بیشتر از همه خستم...می خوام برم ولی نمی دونم کجا...به خدا پناه می برم...آشفته ام...پدرم مریض شده و...من نمی تونم به کسی بگم...مادرم مادرم و مادرم...برادرهام و خواهرم...مردم به من چه؟ دوست به من چه؟!زندگی بدبختها به من چه...فقر به من چه...انرژی هسته ای به من چه؟ حزب مشارکت به من چه؟! سیاست به من چه؟! ترور به من چه...پس شیوا چی میشه...چرا من پشت همه ی اینها گم شدم؟! پس من کجا هستم...پدرم...مادرم...خواهرم..برادرهام و عشقم کجاست؟! من کجام؟! چرا هیچ کسی نیست؟ خسته شدم از بس از شب تا صبح سرم رو تو متکا فرو بردم و فریاد زدم و گریه کردم و کسی نشنید...نمی دونم چرا من همیشه هستم ولی هیچ وقت هیچ کسی نیست...

هیچ کسی نیست..هیچ کسی نیست...هیچ کس.هیچ کس...خدایا.......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 14:55  توسط شیوا.ش |