![]() |
![]() |
|
| دغدغه های دق دهنده |
|
۲ خرداد گذشت با یه همایش فوق العاده عالی با هزاران همراه و شکوهی بی نظیر!
فرصت نشد که بنویسم چرا که این روزها سرم بسیار شلوغ شده است... این روزها به شدت احساس خوبی دارم...بی آنکه بخواهم خودم یا کسی را گول بزنم باید بگم که اوضاع خیلی خیلی رضایت بخش است...هر که را می بینم چه در محل کارم چه در خیابان چه در مغازه ها و چه عابرهای پیاده روها همه و همه نشانی از سبزی به همراه دارند و این یعنی خوب! یعنی بسیار خوب... اگر چه صندوقها دست دولته باید همت کنیم...همین و بس! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 17:3 توسط شیوا.شین |
|
|
آدما بگین بدونم چرا سانس شب بلنده
چرا خورشید داره نور و به روی باغچه مون می بنده؟ سیب باغ قصه کاله بازیگر روی پرده لاله تا سکوت این نمایش نمره ی ترانه چنده؟ آدما یه جای دیگه ما فقط تخمه شکستیم کپ نکنین اگه قرغ با یه پشه شکسته شه
آره ما عادت کردیم که کپ نکنیم...چون اینجا ایرانه و هر اتفاقی ممکنه رخ بده...مثلا می شه به سادگی دیدن کشته شدن یه پشه روی دیوار شاهد کشته شدن عده ای انسان باشیم اون هم به صورت فله ای!!! یا اینکه مثلا هر روز به راحتی آب خوردن ببینیم که یکی از دوستانمون یکی از همکارامون یکی از همفکرامون رو اومدن و با دست بسته از تو خونش برش داشتن و بردن به نمی دونیم کجا... آره اینجا ایرانه و مسخره ترین چیزها توش بسیار مهمه و مهم ترین چیزها توش مسخره می شه!!! همین و این شروع دوباره پندار نیک عزیزم بعد از مدتهای طولانی... پی نوشت۱: یکی نیست به من بگه چه طور می شه یه پشه ی انسان نمای وزوزو رو خفه کرد؟! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:47 توسط شیوا.شین |
|
|
ما بي شك انسان هاي خوشبختي هستيم! ما ايراني ها بي ترديد از خوشبخت ترين انسان هايي هستيم كه در اين كره خاكي در حال تنفس و زيستن اند! ما خوشبختيم... بي خود سعي نكن من رو متقاعد كني كه خوشبخت نيستيم...چرا نيستيم؟! انرژي هسته اي نداريم؟!... كه داريم. طرح امنيت اجتماعي نداريم؟!...كه داريم. تورم و فقر نداريم؟!...كه داريم. بيكاري و اعتياد نداريم؟!...كه داريم. راي خوري در انتخابات نداريم؟!...كه داريم. زنداني سياسي نداريم؟!...كه داريم. سنگسار و اعدام نداريم؟!...كه داريم. رييس جمهور بي نظير نداريم؟!!!!!....كه داريم.
با اينهمه دارايي و ثروت باز هم مي شه گفت خوشبخت نيستيم؟! تازه هنوز اصل كاري رو نگفتم...يعني تا حالا نمي دونستم كه چه سعادتي داشتيم و خبر نداشتيم... من نمي دونستم كه چرا اينهمه مدير و رييس دانشگاه و ...همه بازنشسته مي شن و خونه نشين و خيلي از اونها اخراج مي شن با اينكه سيستم مديريتي كشور به اونها نياز داره...واقعا از خودم شرمم مي شه كه چرا نمي دونستم كشور مارو تنها و تنها "امام زمان" مديريت مي كنه كه البته سابقه مديريت ايشان تنها مختص اين دوره نيست كه به قول آقاي رييس جمهور حتا ايشان در دوران جنگ،جنگ رو مديريت مي كردن و بعد از جنگ هم با مديريت ايشان كشور به اينجا رسيده و بعد از آباداني به ميزان لازم ايشان كمي مديريت را به بقيه داده و درست زماني دوباره تصميم به در دست گرفتن مديريت كشورمون گرقفتند كه آقاي شهردار تهران؛ رييس جمهور شدن!!! خب تا وقتي ايشان با اين مديريت قوي هستن چه نيازي به اين مديرهاي مفت خور بي همه چیز!!! يادم رفت بگم حتا...حتا دستهاي مديريت ايشان باعث افتخار آفريني آقاي رييس جمهور در دانشگاه كلمبيا شده است...!!!به خدا اينا حرفاي من نيستا همش رو آقاي شهردار...نه! ببخشيد آقاي رييس جمهور در جمع عده اي از علماي عزيز عرض كردن...من مقصر نيستم! البته اينا در ادامه همون توهم هاله سبز رنگه كه البته اون رو هم شياطين گذاشتن در دهن آقاي رييس جمهور وگرنه ايشون كي ادعاي اين رو داشته كه با آقاي مدير...نه،عذر مي خوام"امام زمان" ارتباط داشته؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 1:14 توسط شیوا.شین |
|
|
آغاز راه باریکه انباری کلمات |
| نقطه واره |
سه نقطه...
تنها سه نقطه... برای آنچه که می خواهی بشنوی و آن چرا که نمی توانم گفت.سه نقطه...تنها سه نقطه ی بی دردسر... |
| پیوندهای روزانه |
|
اوهام روزانه آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
روزنوشت های عباس معروفی بزرگمهر داركوب...در باغ تنهاييش |
|
RSS
|